السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )

162

المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )

متقارن و زيبا ، گونه‌هايى لطيف ، بينى قلمى و باريك و بدون انحنا و داراى جمالى است كه بيننده را به شگفت مىآورد ، [ قامت او در كشيدگى و اعتدال ] به سان نهال درخت « بان » است و گويا پيشانيش ستاره‌اى است درخشان ، بر گونه‌ى راستش خالى است تو گويى ريزه مشكى است بر نقره‌ى خام ، و داراى موى سياه غير مجعدى است كه تا نرمه‌ى گوشش رسيده و ليكن آن را نپوشانيده است ؛ چشمان آدميان ، زيباتر و معتدل‌تر و مطمئن‌تر و باحياتر از او نديده است . « 1 » اين ، نمونه‌اى از سخنان كارشناسان نسب‌شناسى درباره‌ى ولادت امام مهدى ( عجلّ الله تعالى فرجه ) بود و در ميان ايشان سنّى و زيدى در كنار اثنى عشرى قرار داشتند . بارى در ضرب‌المثل چنين آمده است : « اهل مكه به طوائف خود آگاهترند » . اعتراف علماى اهل سنّت به ولادت امام مهدى عليه السّلام عده‌ى قابل توجهى از اهل سنت اعترافات دانشمندان خود را ثبت كرده‌اند و برخى در قالب بحث‌هاى مشخص ، به استقرا اين اعتراف‌ها پرداخته‌اند . 11 اين اقرارها در طول اعصار متمادى به يكديگر متصل بوده‌اند ، به صورتى كه معترف بعدى به راحتى هم عصر با معترف پيشين مىگشته است و اين سلسله اعترافات از عصر غيبت صغرى ( 260 - 329 ) آغاز شده و تاكنون ادامه يافته است . ما به ذكر برخى از آنها بسنده مىكنيم ( طالبان اطلاعات بيشتر مىتوانند به استقراهاى انجام شده در اين باب مراجعه كنند « 2 » ) . اسامى برخى از معترفان بدين قرار است : 1 . ابن أثير جزرى عز الدين ( م 630 هجرى ) ؛ وى در نقل حوادث سال 260 هجرى چنين مىنويسد : در اين سال ابو محمد علوى عسكرى وفات يافت . او يكى از امامان دوازده‌گانه بر طبق

--> ( 1 ) . حاشية الدرر البهية / محمد حيدرى سورى / صص 73 - 74 . ( 2 ) . ر . ك : الايمان الصحيح / سيد قزوينى ؛ الامام المهدى فى نهج البلاغة / مهدى فقيه ايمانى ؛ من هو الامام المهدى / تجليل تبريزى ؛ الزام الناصب / على يزدى حائرى ؛ الامام المهدى / على محمد دخيل ؛ دفاع عن الكافى / ج 1 / صص 568 - 592 اثر صاحب همين قلم كه در آن نام 128 تن از علماى اهل سنت را ذكر كرده كه به ولادت امام مهدى اعتراف كرده‌اند و بر پايه‌ى ترتيب زمانى از : ابو بكر محمد بن هارون رويانى ( متوفى : 307 هجرى ) در كتابش المسند آغاز كرده و با استاد معاصر يونس احمد سامرائى در كتابش : سامرا فى ادب القرن الثالث الهجرى آن را به پايان برده است .